مرتضى راوندى

260

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

تشكيل و رسايل معروف كه نمونه كاملى از نضج افكار فلسفى در ميان مسلمانان است تأليف شد . فلسفه در قرن پنجم به عاليترين درجه كمال و ترقى رسيد ، در نيمهء نخستين اين قرن نابغهء عظيم الشان ابو على سينا ظهور كرد و كتب فراوانى در فلسفهء مشّايى تاليف كرد و جماعتى از دانشمندان سترگ همچون بهمنيار بن مرزبان آذر بايگانى مولف كتاب تحصيل و ابو عبيد جرجانى در پيشگاه آن استاد بزرگوار پرورش يافتند . فلسفه كه در قرن سوم رواج گرفته و در قرن چهارم به‌وجود فارابى و پيروانش پرورش يافته بود ، در قرن پنجم به‌علت نشر افكار و تأليفات ابن سينا به حد كمال رسيد . با اينكه ديانت اسلام ، بيش از همه اديان و مذاهب عالم ، با منطق و فلسفهء عقلى برمىتابد باز فرقه فلاسفه ، در هر دورهء برابر فرق اسلامى دسته نيرومندى را تشكيل مىدادند . استدلالات و شبهات عقلى اين طايفه ، افكار ساده را مضطرب و اشخاص متديّن را كه مىخواستند به اصول نقلى بسنده كنند ، در مقام مناظره عاجز و زبون مىساخت . گروهى از متكّلمان اسلام ، خود را با حربهء دلايل عقلى مسلّح ساخته در مقابل هجوم فلاسفه ، ايستادگى به خرج دادند و جمعى هم براى تطبيق دين و فلسفه رنج كشيدند ، اما هيچكدام او اين تدبيرها مؤثر نيفتاد تا نوبت به غزّالى رسيد ، از كتب فلسفه و آثار فارابى و ابن سينا و رسائل اخوان الصفا را كاملا مطالعه كرد ، و برآن شد كه با همان دست‌افزارى كه فلاسفه داشتند ، يعنى قواعد نظرى ، بنيان افكار فلسفى آنان را ويران كند ، بدين‌منظور كتاب تهافت الفلاسفه را تأليف كرد و به نظر خود اساس خطر را از ريشه برافكند ، جمعى از فلاسفه كه بعد از غزّالى آمدند ، در مقام حمايت از « فلسفه » با غزالى درافتادند از آن ميان از همه مشهورتر ابن رشد ( متوفى 595 ) بود كه كتاب تهافت التهافت را در رد غزالى تاليف كرد . و خواجه‌زاده ( متوفى به سال 893 ) به اشاره سلطان محمد فاتح عثمانى كتابى در محاكمه ميان غزالى و ابن رشد نوشت . ابن تيميّه متوفى 724 و ابن قيّم متوفى 751 از مخالفان غزالى بودند ، اما هيچكدام از آنها در فلسفه و حمايت فارابى و ابن سينا ، چنان كه ابن رشد درآمد بيرون نيامدند . جنبش فقها و علماى ظاهر بر ضدّ غزالى بيشتر غوغاها و دشمنىها و جنبش علما و فقهاى ظاهر بر ضد غزالى از آن تاريخ شروع شد كه وى با تجليل هرچه تمامتر به درخواست اولياء دولت وقت ، به نيشابور آمد